ارزوهای دست نیافتنی - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
یه سری ارزوها هستن که ادم هرگز نمیتونه بهشون برسه اما این دلیلی نمیشه که نداشته باشیشون .مث داشتن یه قایق برا طی کردن عرض اقیانوس اطلس حتی برای یه مرد هم داشتن یه همچین ارزویی یه کمی زیادی بزرگه اما من دوس داشتم برا شیش ماه برم یه جایی که فقط من باشم و سکوت تنها دوستم اقیانوس باشه و یه رادیو کوچیک ب...
نزدیک سحر - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
فک کنم امروز دهمین روزی باشه که تلگراممو پاک کردم دوستام به یه نفر تقلیل پیدا کردن.الان بهتره زندگیم و ارومتر.همه ی روزارو تو خونه میگذرونم و گاهی روزا حتی توی تراس هم نمیرم .اینستامو پاک کردم و خطمم که خاموشه و دسترسی به دنیا بیرون و برعکس کاملا قطع شده نمیدونم چقد طول میکشه با خودم کنار بیام یا بل...
یک ماه و بیشتر - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
کمی بیشتر از یک ماهه که دارم تنهایی زندگی میکنم منظورم از تهایی بدون دوستام و فضای مجازیه حالم خوبه و روز به روز داره بهتر میشه و حسش میکنم و برا بهتر شدنشم تلاش میکنم تنهاییامو فیلم میبینم و تلاش میکنم کارهای انجام ندادی قبلیمو رو سروسامون بدم .سعی میکنم با خودم کنار بیام .امسال عجب سال پر تلاطمی ب...
اعتیاد - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
فراموش کردن مث اعتیاد میمونه ممکنه اولش دردناک باشه و زجر اور اما از یه جایی به بعد دیگه بدنت به اون ماده فرد یا نوشیدنی احتیاجی نداره کم کم از بدنت تاثیراتش خارج میشه و کم کم حالت خوب میشه و بدنت مقاوم تر میشه و سرحالتر به نظر میرسی .بعد از یه زمان طولانی دیگه یادت نمیاد که یه زمانی گریه کردی یا زج...
تولد - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
فردا تولدمه امسال حس بهتری نسبت به تولدم دارم امسال کمتر کارهای که اذیتم میکنه رو انجام دادم و این خبر خوبیه .چی بهتر از اینکه زندگی رو اونجوری که دوست داری بکنی البته یه کم از پاک سازی زندگیم مونده که توی عید انجام میشه و دارم براشون اما الانا جدیدا اینستامو پاک کردم و رفتم توی توییتر جای جالبیه اد...
بلاخره - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
بلاخره یه روزی تموم میشی یه روزی حماقتای احمقانه ی من تموم میشه اما خیلی نامردییی چقدررر ادم میتونه حیونه باشه اخه لعنتی؟ من گناه داشتم خببب من فقط یه دختر بچه بودم که تحت تاثیرت بودم بعضی وقتا از خودم خجالت میکشم که چجوری دوست داشتم اخه؟؟؟؟؟؟؟؟میدونی از کجا فهمیدم که برات یه دختر کوچولوم که حس دوس ...
تغییر - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
ادما تغییر نمیکنن هرگز میدونی وقتی همه برگشتن تا یه بار دیگه تلاش کنن منم دوس داشتم یه فرصت دیگه داشته باشم اما خب با اون چیزایی که دیدم دقیقا میتونم حس کنم که برگشت چه عاقبتی داره و از تموم کردنش بیشتر احساس رضایت میکنم تمام دیشب رویا پردازی کردم انقدم ناراحتم الان اخه چرااا اینکارو کردم من احمق لع...
پریشب - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
پریشب خوابتو دیدم خواب دیدم همکار شدیم لعنت به خودت وخوابات دست از سرم بردار عوضی دست از سرم بردارین افکار لعنتی من تمام تلاشمو میکنم که تموم بشه زندگی جریان داره پراز اتفاقای خوبه حالا میبینی قراره کلی بهم خوش بگذره با کلی ادم تازه اشنا بشم و کلی جای خوب برم و کلی بخندم حالا میبینی بلاخره یه زندگی ...
پایان1 - تاریخ: 1397/8/22 ساعت: 21:39
گمونم یه بار دیگه پایان نوشته باشم.اون روز که با دنیا حرف میزدم گفتم کاش اتفاقی ببینمش گفت که چی بشه؟؟؟؟؟؟؟گفتم همینجوری خب گفت دیدیش که چی ؟چی میگی؟ گفتم خب حالشو میپرسم .گفت خب خوبه بعدش چی؟ گفتم بعدش میریم راس میگفت که چی؟؟؟؟؟؟ اخرش که چی؟ اون همون ادمه تغییری نمیکنه و منم هم معجزه هم نمیشه پس به...
خواستگار - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
تو این شبا فقط همینو کم داشتم یه کسی که قراره بیاد خواستگاری من الان اینو چجوری بپیچونم اخه هان؟؟؟؟؟ای بابا من نمیخوام با یه احمق ازدواج کنم که حرفای منو نمیفهمه .گور باباش اگه فکر میکنه این دفعه برا جواب رد دادن خودمو ناراحت میکنم
منتفی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
دیشب داداشم عکس خواستگار جان رو فرستاد برا من و من خجالت کشیدم الکیییییییییییی بعدش که قیافه ی زشت پسررو مشاهده کردم گفتم حیا رو بذارم کنار و به داداشم گفتم راستش به دلم ننشست خخخو اینکه اگه بیان در کمال احترام جواب من نه خواهد بود چقددددد اخه من پررواممممم اخهههه هاااان تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم ...
محرم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
امروز دوم محرم بود .الان میخوام یکی از خاطرات محرممو براتون بگم دبیرستانی که بودم یه پسره بود تو دسته میخوند وصداش خیلی قشنگ بود.منم که خیلی ازش خوشم می اومد یه بار داشتم برا همکلاسیم میگفتم که یه پسری هست مغازش فلان جاس و تو دسته میخونه ومن ازش خوشم میاد که یهویی دوستم گفت کی؟ حامد؟؟؟؟؟؟اون میشه پس...
کلیدر - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
دیگه نزدیک نه ماهی هست که کلیدر رو خریدم اما هنوز جلد هفتمش تاحالا سابقه نداشته انقدر برای یه کتاب وقت بذارم.واقعا وقت زیادی شد الان گذاشتمش کنارم تا بخونمش و تمومش کنم قرار بود قبل از تموم شدن تابستون تمومش کنم اما هنوزم که هنوزه تمومش نکردم.هزارتا کار نکرده دارم کهه هروز میندازمش به فردا و هرگز فر...
تنهاییییییییی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
وای که این شبا چقدررر احساس تنهایی میکنم چقدرررر ناراحت وخستم همش با خودم میگم قوی باش ارزو تو میتونی خلاصه زندگی داره به طرز شخمی پیش میره و من حال زندگی کردن ندارم دیگه کاشکی فردا بیدار نمیشدم دیگه حال زندگی کردن ندارم انصافا خستم یه کم. همه ی سختی های دنیا یهویی اومدن سراغم همشون باهم یهویی اوار ...
الان - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
بازم همه رفتن بیرون و من دل و دماغ بیرون رفتن نداشتم .موندم خونه تا داداشم بیاد بهش شام بدم بعدش شاید کلیدررو بخونم و جلد هفت تموم کنم بلاخره.... موندم بین دوراهی که امین بلاک کنم یا نه؟؟؟دوستم میگفت بعد از بمب اتم مخرب ترین سلاح دنیا نادیده گرفتنه و الان تو اینستام هست خلاصه سعی میکنم نادیده بگیرمش...
رفتن - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
همه رفتن یه ساعت پیش .مامان و بابام و داداش کوچیکم وخانومش فقطxa0 اون یکی داداشم مونده پیش من و اجیم احتمالا امسال نذری بدیم امیدوارم که بدیم.رفتن کرمانشاه و خواستگار جان شاید بیاد پیششون یا حداقل برای صحبت بیاد.ولش کن بابا بگذریم الان میخوام پس فردا نذری درست کنم بنظرتون چجوری میشه؟؟حتم دارم خوب بش...
باور - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
باور ادمهایی که اطرافتونن نسبت به شما خیلی مهمه.باور اونها باعث میشه شما هم نسبت به خودتون ایمان پیدا کنین.ادمهای اطرافتونو با دقت و احتیاط انتخاب کنید چون اونا بازتاب خودتونو توشون میتونید ببینید اگه ادمهای عوضیxa0 باشن خوردتون میکنن و عقده ها و کمبودای خودشونو سر شما خالی میکنن.
خداحافظی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:31
الان که یه دوماهیی از. رفتنت برا همیشه میگذره دوس دارم یه چیزایی رو بگم ،نمیشه فراموش کرد فراموش بشو نیست xa0اما میشه xa0کنار. اومد و قبول کرد که تموم شدس،تمام مدت رومیانی داشت اینو میگفت که ته ماجرارو ببند تمومش کن حلش کن این روزا بیشتر. از همه ب اتفاقی دیدنت فک میکنم نمسدونم چرا و میدونم حماقته ،د...
زهرا - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:54
با خواهرم دو هفته س که قهر کردم کلی حرف دارم که دلم میخواد برا اون همشو بگم.الان تو تخت کناری خوابیده تمام امروزو بادوستش بیرون بوده تا وقتی اونو داره معلومه که با من دوست نمیشه .وقتی منو به دختر عموی دوستش میفروشه دیگه تهش معلومههههههههه هیییییییییییییییییییی تنهایی اذیتم میکنه دلم میخواد یکی باشه ...
نوشتن - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:54
قبلنا فک میکردم نوشتن کمکم میکنه اما الان هرچی کمتر بنویسم برام بهتره و ارومتر میمونم تو ذهنم راحتترم تا وقتی به زبون نیاوردمشون اونقدرام بنظرم وحشتناک و سخت نیست ولی تا به زبونش میارمشون یهووی فک میکنم سختترین وحل نشدنی ترین مشکلای دنیاس +xa0نوشته شده در xa0شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa022:51xa0 تو...