کامنت - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:54
توروخدا یکی برا من یه کامنت بذاره دق کردم تنهایی تو این بیقوله یکی بیاد بگه عاشق پستای من شده یا حداقل بگه با من میخواد دوست شع ای باباااااااااا +xa0نوشته شده در xa0جمعه بیستم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa018:34xa0 توسطxa0ارزوxa0 |xa0
فضای مجازی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:54
تا الان که دارم این متنو مینویسم دقیقا یک روزه که گوشیمو خاموش کردم .حالم خوبه نسبت به دیشب خیلی بهترم فقط باید یه فکری بکنم برا خودم و به یه کم ارامش احتیاج دارم علاوه بر یه سری مدیریت .تنهایی اصلا بد نیست کمی سخت هست اما اصلا بد نیست حالا که یه مدته تنهامxa0 فکرم ازاد تره بهترم .اصلا فک نمیکردم بع...
گفتن - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 7:03
خب بلاخره بهش گفتم که دوسش دارم بعد از سه سال انقدام سخت نبود اصلا سخت نبود اونم گفت برم خونش تا ...و منم اصرا داشتم بریم بیرون که هیچ کدوم کوتاه نیومدیم و به توافق نرسیدیم اخرش .بعدش با خودم تصمیم گرفتم که خطمو عوض کنم اینجوری خیلی بهتره .کم کم اینجوی یادم میره مطمینم میخوام یه چیزی بنویسم برای شبا
اردیبهشت - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 7:03
امسال اردیبهشت پر تشنجی رو پشت سر گذاشتم از اون اردیبهشت هایی بود پر از تموم کردن بود اخخخخ که چقذدر دعوا کردم چقد تموم کردن داشتم اصلا به طرز وحشتناکی افتادم تو دور تموم کردن و حذف کردن ادمهای عوضی زندگیم بعد از تموم کردن قضیه ی رضا به طرز وحشتناکی دارم تو واقعیت زندگی میکنم دیگه تو رویا نیستم و رو
سلام دوباره - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 7:03
میخواستمxa0 دیگه سراغ این وبلاگ نیام اما وبلاگه خوبی بود برا من بهم خیلی کمک کرد خیلیییی تازشم دوستمم میخونتش گاهی وقتا پس چرا ننویسم اخه ؟ولی بهش یه کم سرو سامون دادم اون قسمتای بد و غمگینشو حذف کردم تا دل خودمم نگیره ولی یه قسمتای خوبشو که ازش حس خوبی میگرفتمو نگه داشتم .زندگی به امید وصله نخ بادب...