خرید بک لینک
الان که یه دوماهیی از. رفتنت برا همیشه میگذره دوس دارم یه چیزایی رو بگم ،نمیشه فراموش کرد فراموش بشو نیست اما میشه کنار. اومد و قبول کرد که تموم شدس،تمام مدت رومیانی داشت اینو میگفت که ته ماجرارو ببند تمومش کن حلش کن این روزا بیشتر. از همه ب اتفاقی دیدنت فک میکنم نمسدونم چرا و میدونم حماقته ،دارم کم کم کنار میام با اون همه حجم بی توجهی و دوست داشته ندن از طرفت ،فقط گمونم نباید. یه چیزایی یادم بره مث بی توجهیی هات مث عذاب دادنای من ،مث جواب پی ام ندادنات،و مث انتظارای احمقانه و ماهانه ی من ،که جز. عذاب و افسردگی شدید. روانی چیزی برا من نداشت ،خدافظی نکردن با عزیزانت وقتی میدونی دیگه هرگز نمیتونی ببینیشون بدترین درد عالمه امامن خداحافظی کردم ،من چهارسال بهش وقت دادم اگه قرار. بود. اتفاقی بیفته حتما تو اون مدت می افتاد،پس چییزی رو از دست ندادم اون یه بار. دیگه خودشو نشون داده بود و اگر. قرار. بود معجزه ای بشه حتما رخ میداد پس مطمئنم چیز. خاصی رو از. دست ندادم ،و باید ب زندگیم ادامه بدم و ببینم جلوتر. چیا برامون درنظر گرفته شد بیایین امیدوار. باشیم ب یه پایان رویایی مثل پایان همه ی قصه ها و فیلمای خوب که اخرش با یه لبخند. و یه حال خوب پا میشیم و از. سالن سینما میریم بیرون ب امید. روزای عالی

برچسب: نویسنده: پرهام قنبری‌پور تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:31

صفحه بندی