امروز گمونم روز چهارمی بود که گوشیمو خاموش کرده بودم .اصلا سخت نیست نداشتن فضای مجازی اتفاقا به کارام بیشتر میرسم ودغدغه ای از این بابت ندارم که کلی چیکار کرد یا کلی کجا رفته یا هر کوفتو زهر مار دیگه ای
من احمق یه مت قبل پیجشو نگاه کردم بهتر راجع بهش ننویسم چون میترسم بیشتر دلم بگیره اما خب من که دیگه نمیتونم پیجشو داشته باشم پس به جهنم گور پدرش گور خودش امیدوارم بمیرررره امیدوارم زیر کامیون له بشه امیدوارم ازدواج کنه
فقط باید کارای بیشتری برا خودم بتراشم و بیشتر سرمو گرم کنم همیننننن.من خطمو خاموش کردم که کم کم پاکش کنم تا بره اگه قرار باشه برا تموم کردن یه چیزی که هرگز شروع نشده دیگه اینستامم نصب نکنم حاضرم همچین کاری بکنم .کم کم داره اثرش از بین میره گمونم مث اثر مواد مخدر که کم کم از جون معتادا خارج میشه امااااا مهم اینجاس که بلاخره خارج میشه ادمی به امید زندس بیایین امیدمونو از دست ندیم دنیا پر از اتفاقای خوبه میدونی ممکنه من تا اخر عمرمم جایی نبینمش ممکنه من اخرین لحظه ی زندگیمو توی تخت خوابم بگذرونم در حالی که هرگز قرار نبوده دیگه همدیگرو ببینیم میبینی زیادم سخت نیست اره احتمالش خیلی زیاده که دیگه هرگزززز همدیگرو نبینیم .گمونم باید پذیرفت دست رو گذاشت روی زانو وبلند شد و پذیرفت که تموم شده.باید پذیرفت که اون هرگزز حسی تو درونش وجود نداشته بجز تنهایی سه ماه یک بارش و برگشتش برا یه ساعت چی بهتر از اذیت کردن یه دختر کوچولو و تحریک احساساتش برا یه ساعت هان؟؟؟؟گمونم باید بپذیری به اون تعلق نداشتی و اونم به تو متعلق نیست اون میره دنبال زندگیش و این تویی که ساعت ها وماه ها وسال هاس که داری خودتو عذاب میدی شاید باید بپذیری که هیچ پری نیست که احساسات اونو به تو نشون بده و تو بفهمی که عاشقته چون هرگز عاشقت نبوده .عشق واژه ی زیادیه برا حماقت .گاهی وقتا چاره ی دیگه ای نیست راه دیگه ای نیست فقط باید پذیرفت همین باید بپذیری باید عمقا بپذیری هیچ چیزی وجود نداره به جز یه سری توهم قبولش کن و تمومش کن .میدونی کوهنوردایی که دست وپاشون یخ میزنه و مجبور میشن اون عضو بدنشونو قطع کنن بخاطر این نیست که اون عضو بدنشونو دوس ندارن بخاطر اینکه با بودن اون عضو بدنشون کل بدنشون فاسد میشه گاهی وقتا ادم بایدیه دردایی رو تحمل کنه و یه عضوایی از بدنشو از دست بده که زنده بمونه گاهی وقتا با اونا دیگه نمیشه ادامه داد اونا فاسد شدن .باید پذیرفت و قطعش کرد یه زمانایی یکی دیگه این کارو برات میکنه که دردش به مراتب کمتره اما یه وقتایی تو تنهایی و قبل از اینکه تمام خونتو روحتو وجسمتو مسموم کنه خود به تنهایی تنهایی باید قطعش کنی اما همیشه بعدش زندگی جریان داره درسته که جای خالیش همیشه هست اما بعد از یه زمانی اهمیتشو از دست میده و بعد از یه مدت طولانی دیگه حتی جاشو یادت نمیاد بهت قول میدم.
برچسب:
نویسنده: پرهام قنبریپور